تبليغاتX
عاشقانه ها
جمعه هشتم تیر 1386
سلام

به مناسبت شروع به کار دوباره وبلاگ عاشقانه ها از دوستانی که تقاضای ثبت وبلاگ دارن نظر بذارن

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:29  توسط ناصر نصری  | 

جمعه هشتم تیر 1386

....

شهر من ، شهر دل است

عاشقی شغل من و پيشه ی من شيدايی ست

خانه ام پشت خرابات مغان ، کوچه ی عشق وجنون

جنب ميخانه ی حافظ باشد

من مهاجر هستم

دير سالی ست که از کشور روح

از بهشت جاويد ، پدرم رانده شده است

پدرم ساکن ان باغی بود

که در ان جويی از شير وشکر ، شهد وعسل جاری بود

ميوه از شاخ درخت ، در دهانی افتاد

پدرم در گذر وسوسه ها

همه ی روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت

من امروز همه ی دنيا را ، ميفروشم به جويی مهر وکمی عشق

و دگر هيچ ، همين

ساليانی ست در اين شهر ، گيوه ها فرسودند

پاها را بنگر ، کوچه پر ابله است

چشم من را بنگر که چه خسته است ز بيداريها

نازنينم ديريست که به هر کوچه ، به هر خانه

به هر پنجره ای و به هر برکه ی اب

و به هر شاخ درخت و به هر قله ی کوه

عشق را ميطلبم

ساليانی ست به روز و به تاريکی شب

و بر اين گنبد فيروزه تو را ميطلبم

نازنينم ، من جنت را نه به گندم ، نه به جو

می فروشم به نگاهی ، اهی !!

....

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:2  توسط ناصر نصری  |