تبليغاتX
عاشقانه ها
جمعه پنجم بهمن 1386

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب میکشم

چراغهای رابطه تاریکند

چراغهای رابطه تاریکند

کسی مرا به افتاب معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد

پرواز را به خا طر بسپار پرنده مردنی ست

 

        بدون هیچ ربطی

          

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:20  توسط ناصر نصری  | 

جمعه پنجم بهمن 1386

من از تو مینویسم کلام تازه ای 

 تو از من مینویسی که پر اوازه ای 

 رسیده وقت رفتن نشسته تو چشام 

 سکوت مبهم تو شکسته تو صدام

 برای کوچ اخر تو همراه منی 

 برای دل بریدن دلیل رفتنی

 میمونه کنج سینم هوای انتظار

 میخونم شعر رفتن تا برگرده بهار

 تو دریای نگاهت شکسته قایقم 

 تو دنیای بزرگت غریبی عاشقم

برای شعر خوب تو میخونم 

 مسافر وقت رفتن خدا حافظ بگو 

 تو کوله بار عشقی سفر تا راه دور

 که زیر سایه بون تو میمونم

 سفر تا انتها تو هم با من بیا تو ای همراه من تموم لحظه ها

 تو تنها عاشقی برای قصه هام بیا با من بمون تو نبض جاده ها 

 که مقصد منتظر برای ما

 سکوت و میشکنه صدای ما

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:6  توسط ناصر نصری  |